| آنتی سبز |
زمان انتخابات بود،یک جایی خواندم شاعر جوانی که تازه از ایران بیرون رفته بود و من هم از برخی شعرهایش خوشم میآمد دوباره به ایران بازگشته است که ظاهراً رأی بدهد به روحانی!
بعد هم گرفتند
انداختندش زندان.
در وبلاگش در دفاع از
رای دادن نوشته بود : مخالفت کردن گاهی سادهتر است!
واقعا حرفی ازین دهن
پرکن تر و جملهیی ازین قشنگتر و روشنفکرانهتر، برای توجیه اینهمه .... پیدا
نمیشد.
بعد هم گفته بود: اگر
روحانی بیاید و روزانه بهجای صد نفر، ده نفر دستگیر شوند خودش یک پیشرفت است!
دلم برایش میسوخت و
حالت بدی هم داشتم از اینهمه وادادگی...
این چند خط را تحت نام
آنتی سبز همانموقع نوشتم که ادامه پیدا نکرد.اگر چه الآن سبزی وجود ندارد ولی باز
هم فرهنگ بیهزینگی انگار خورهی تمامی انقلابات است. به همین خاطر آنرا با شما
به اشتراک میگذارم
آنتی سبز
آنتی سبز علیه یک رنگ
نیست.آنتی سبز علیه افراد رنگارنگ نیست. آنتی سبز اندیشه ایست که میخواهد مثل یک
استریل کننده عمل کند.
آنتی سبز علیه بیهزینگی
است. علیه اندیشهای است که به جای واژهی فدا، واژهی هزینه را بکار میبندد.
آنتی سبز میخواهد
افشا کند اندیشهای را که حرفش این است:
میگوید نگو من توانش
را ندارم.اهلش نیستم، بلکه با قیافهیی حق به جانب بگو: ما طبعاً خواهان تغییریم
ولی بدون هزینه!
نگو من ایستاده نمیتوانم
باشم، بگو: بچهها بیایید کمی بنشینیم وگپی بزنیم و...بدک هم نیست لگدی بزنیم به
هر که ایستاد:
که خشونتگرا هستی که
تندرو هستی و تند تند میروی، بیا با هم فِسّ و فِس و....
آنتی سبز علیه اندیشه
ایست که با پـُز تلورانس داشتن و باز بودن با هیچ طرفی خط سرخ ندارد.آنتی سبز ضدِ
سیب زمینی است.رگ میخواهد. رگی که با دیدن گرسنه داغ کند. بحث نکند. نه که بحث بد
باشد ولی وقتی خانه میسوزد بحث بد است. هر کاری بجز آتشنشانی بد است.
آنتی سبز میگوید در
سختی میل آدمی به سادهتر است! اما ازین واقعیت ساده فاصله میگرد که آخر ساده که
معادلِ درست نیست و اینکه چرا زبانت این
همه فاصله دارد با قلبت؟! چرا صادقانه نمیگویی دوستان! من حالش را ندارم. من یک چیزهایی
دارم که نمیخواهم از دست بدهم.که من شهرت دارم که وبلاگم این همه طرفدار دارد که
هزران فالور دارم و بیش از این نمیتوانم.
آقا جان! خانم جان!
آخر بدون قیمت که نمیشود
چیزی بهدست آورد. بقول بزرگواری آخر این درخت آزادی که میگویند با خون آبیاری میشود،بالاخره
این خون باید از دماغ یک نفر بریزد یا نه؟ خدا کند که گوهر آزادی را سادهتر بیابیم.
اما تو را به خدا اینقدر انفعال تزریق نکنید. بگذارید خشم، شعلهور شود و بسوزاند
این همه سیاهی را....
الف.مهر
الف.مهر
No comments:
Post a Comment